العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

3

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

توكل كنند متوكلان و چون درآمدند از آنجا كه پدرشان فرموده بود و هيچ سودى برايشان نداشت در برابر خدا جز اينكه نيازى در دل يعقوب بود و برآوردش چون دانش داشت كه ما به دو آموخته بوديم ولى بيشتر مردم نميدانند 5 - طه - 66 - 69 - گفت بلكه در افكنيد و چون ريسمانها و عصاهاشان را افكندند بخيالش آمد از جادوى آنها كه ميشتابند تا فرمايد همانا آنچه كردند نيرنگ جادوگر بود و رستگار نشود جادوگر هر چه آورد . 6 - القلم - 51 - 52 - و راستش نزديك بود آنان كه كافر شدند بلغزانندت با ديده‌هاشان چون قرآن را شنيدند و مىگويند البته او ديوانه است ، و نيست آن جز ياد آورى براى جهانيان . 7 - الفلق - 4 - 5 و از شر دمنده‌ها در گره ، و از شر حسود چون حسد برد تفسير : طبرسى - ره - در قول خدا « جادو بمردم ياد دهند » در ( ج 1 ص 17 ) گفته : جادو ، كهانت ، نيرنگ همانندند مؤلف ، العين ، گفته : جادو كاريست كه بشياطين نزديك سازد و از جادو چشم‌بنديست كه چيزى را بر خلاف واقع نمايد جادو كاريست با سبب نهانى و خلاف حق را نمايد و آن را از جنس خود در ظاهر گرداند نه در حقيقت نبينى خدا فرمايد : بخيالش انداخت از جادو كه ميشتابند و در قول خدا ( ج 1 ص 176 ) « كه در آنچه جدائى افكندند بدان » گفته : در آن چند وجه است . 1 - يكى را بر ديگرى آشفته سازند و دشمن او كنند تا بجدائى كشد از قتاده 2 - يكى از زوجين را گمراه كنند و بكفر و شرك وادارند تا از ديگرى كه كه مؤمن و پابند دينست جدا شود براى اختلاف مذهب 3 - ميان آن دو سخن چينى كنند تا از هم جدا شوند ، جز بخواست خدا يعنى بدانش او كه تهديد است يا بواگذارى او بيضاوى در ( ج 1 ص 102 ) تفسيرش گفته : جادو كاريست بكمك شيطان كه از خود آدمى برنيايد و آن انجام نپذيرد مگر از كسى كه در بدى و خبث نفس چون شيطان باشد ، زيرا وابستگى شرط